شهرت يافت‌. ابوحيان در 11 ژوئيه‌ٴ سال 1344 م / 27 محرم 745 ه ق در قاهره درگذشت و در گورستان صوفيه در بيرون باب‌النصر به خاك سپرده شد.
آموزش ظاهري او سبب شد تانسبت به ابن تيميه اظهار علاقه كند ودر مدح او هنگام‌ اقامتش در قاهره شعري سرود، ولي بعدها از ابن تيميه برگشت و او را به اعتقاد به تجسيم متهم‌ ساخت و به مذهب شافعي درآمد. بدين‌سان‌، سير تكويني ابن حزم قرطبي (يازدهم ـ 1)، را معكوس ساخت‌، زيرا او نخست شافعي بود، ولي بعداً ظاهري پرشوري شد و موجب ترويج آن‌ مذهب در اندلس گرديد.
فهرست آثار ابوحيان شامل 66 عنوان است‌، كه اغلبشان از ميان رفته و ما تنها از چندتايي از آنها سخن خواهيم گفت‌؛ نخست از حسب حالش (گم شده‌) به‌نام النضار في مَسْـلات عن نضار، كه‌ آن‌را اندكي پس‌از مرگ دختر محبوبش (1339) نوشته و در آن از روزگار جواني‌، سفرها و تحصيلاتش ياد مي‌كند.
تعداد زيادي از آثارش در زمينه‌ٴ الاهيات‌، قرآن و قرائت و حفظ آن است‌. مهم‌ترينش تفسيري‌ است بر قرآن به نام البحر المحيط في تفسير القرآن العظيم‌، كه خود دو تلخيص از آن كرد. چون در وهله‌ٴ اول نحوي بود، بسياري از مطالعاتش در زمينه‌ٴ قرآن جنبه‌ٴ صرف و نحوي يا لغوي دارد. تعداد ديگري از آنها درباب قرائت يا علم تجويد است‌. تلخيصي از المُـحَلّي‌ٰ،1 تأليف ابن حزم‌ درباب فقه ظاهري و شرحي بر كتاب التقريب والتيسير نووي (سيزدهم ـ 2) نوشت‌.
المبين في تاريخ الاندلس‌، كه بالغ بر 60 مجلد بوده‌، اينك در دست نيست‌. وفيات معاصرينش‌ هم گم شده است‌.
شذور الذهب في الاكسير، كتابي است در كيمياگري و منسوب به او، ولي كتابي به همين نام را هم حاجي خليفه به علي بن موسي اندلسي نسبت داده است (ش 7433؛ كه در آن گويد علي‌ اندلسي در سال 1106 ـ 1107 م وفات يافته و بروكلمان مي‌گويد در سال 1274 ـ 1275)؛ و من آن‌را از علي بن موسي ارفع رأسَـه‌ُ فاسي (متوفا 1196 ـ 1197 م‌، مقدمه 2، 1243) دانسته‌ام‌.
در اين انتساب‌، عنوان كتاب ديوان شذور الذهب في فن السلامات و در زمينه‌ٴ حجرالفلاسفه ذكر شده است‌. آيا اين آثار واقعاً در زمينه‌ٴ كيمياگري هستند؟ آيا باهم فرق دارند؟ آيا يكي از آنها را واقعاً ابوحيان نوشته است‌؟
اكنون به مهم‌ترين كار ابوحيان مي‌رسيم‌. ابوحيان پيش‌از همه و بالاتراز همه چيز، يك عالم‌ دستور و زبان‌شناس بود. گفته مي‌شود ولادتش در غرب سبب شده بود تا عربي را ناقص‌ صحبت كند، يعني حروف ضاد و ظا يا كاف و قاف را يك‌نوع تلفظ كند و همين باعث توجه وي‌


1. منظور كتاب المُحَلّي‌ٰ في شرح المُجَلّي اثر ابن حزم است‌. ــ و.